تبلیغات اینترنتیclose
روز با سیگار من روشن می­شود( لیلا کرد بچه)
پیچک( لیلا کرد بچه)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

روز با سیگار من روشن می­شود

 

 **

 « روز

با سیگار من روشن می­شود

و اگر من قدم نزنم

زمین زیر پای هیچ­کس نمی­چرخد،

اگر دلتنگی شب­های من نبود

ماه نمی­تابید

و از وقتی موهایم را کوتاه­تر از انگشتان تو کردم

بادهای این شهر کوچ کرده­اند»

 

 


بادها کوچ کرده­اند

و اینکه هرروز موهای من بلندتر می­شود

چیزی را عوض نمی­کند

ماه

میان پنجره­های دلتنگ جیره­بندی شده­است

و اینکه هرشب چقدر وانمود می­کنم به فکر تو نیستم

کافی نیست

تا سهم کمتری از ماه تکه­تکه بردارم

 

 

بادها رفته­اند

و موهایم را از پیشانی تمام خاطره­ها پس زده­اند

تو رفته­ای

و تنهایی بلند شب­هایت

موهای زنان دیگری را کوتاه کرده­است

و من چشم­هایم را می­برم و

باران

دیگر خیابان­های منتهی به دوراهی را نمی­بندد

می­روم و

زمین دوباره می­چرخد

ماه می­تابد

باد می­وزد، اما

هربار پیش از طلوع خورشید بیدار می­شوی

یادت باشد

برای بیرون رفتن از خانه آنقدر منتظر بمانی

تا شاعری سیگارش را روشن کند.

 

 

كُردبچه
ليــــــــــــــلا

http://yanoos.net/blogs/view/post/?postid=1300&blog=sher

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی هفتم, | بازديد : 364

Flag Counter