تبلیغات اینترنتیclose
چمدانی هر صبح از خانه بیرونم می‌برد( لیلا کرد بچه)
پیچک( لیلا کرد بچه)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

چمدان

**


چمدانی
هر صبح از خانه بیرونم می‌برد

چمدانی
هرشب برم می‌گرداند

و بندهای باز كفش‌هایم می‌دانند
آن كه میان زمین و هوا معلق مانده است
جایی نرفته است

***
پدرم پیش از آن كه بمیرد نگفت
برای رفتن از این دنیا

نیازی به بستن بندهای كفشم نیست
و پایی كه از پاگرد خانه آن طرف‌تر نمی‌رود

چه می‌داند؟
حرف خیابان‌هایی كه به جایی نمی‌رسد
حرف نیست


***
چیزی نگفت
چون از بندهای بسته دلش پر بود

چون تمام زنانی كه دوست می‌داشت را
برای آخرین بار با چمدان دیده بود

و باور نمی‌كرد
بغضی كه در گلوی خانه گیر می‌كند

راه پیش و پس ندارد
و دهانی كه هرصبح با چمدانی بسته می‌شود

شب
تنها برای گفتن شب بخیر باز می‌شود

 

 

 كُردبچه
ليــــــــــــــلا

http://www.seemorgh.com/culture/2085/132882.html

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی هفتم, | بازديد : 479

Flag Counter