تبلیغات اینترنتیclose
لیلاکردبچه لیلی سوم
پیچک( لیلا کرد بچه)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

جایی که اینجا نیست

**

راه دوری برای رفتن ندارم

جای نزدیکی برای ماندن

و بلاتکلیفی پاهایم راه به هرجا می­برند،

تنهایی‌ام

چمدانم را برمی دارد و دنبالم می آید

همین است که کفش

کشفِ پیش پا افتاده ای می شود

چمدان

گوش سنگینی که ازاین حرف ها پُر است

و قطاری که دور می شود

شاید

شاید به سرزمین دیگری برسد

همین است

که خیابان وطنم می شود

و هرکه سراغم می آید

- به من دست نزنید آقا!

آوارگی واگیر دارد

یکی بیاید

سیگاری میان لب هایم روشن کند

از خانه که بیرون می آمدم انگشتانم را جا گذاشتم

گذاشتم مشق های دخترم را بنویسند

وقتی از مدرسه برمی­گردد

و سراغِ لانه ی خالیِ پشت پنجره می رود

یکی بیاید

پیش پایم را ببیند

از خانه که بیرون می آمدم چشم هایم را جا گذاشتم

گذاشتم در انتظار پرستوی کوچکی باشند

که امسال هم از کوچ جا خواهد ماند

یکی بیاید

بگوید اگر غیر از اینجا جای دیگری نیست،

قطاری که دور می شود

چرا دور می شود؟

 

 

   كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

از مجموعه: کلاغمرگی

http://n-poems.blogsky.com/category/cat-10/

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 451

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

حسودم،

 

**

حسودم،

به انگشت‌هایت

وقتی موهایت را مرتب می‌کنند

حسودم،

به چشم‌هایت

وقتی تو را در آینه می‌بینند

و حسودم،

به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی‌اش

رنگ پیراهنت را عوض می‌کند

 

چه کار کنم؟

من زنِ روشنفکری نیستم

انسانی غارنشینم،

که قلبم هنوز در سرم می‌تپد؛

- که بادی که پنجره‌های خانه‌ام را به هم می‌کوبد،

روزی اگر موهای دیگری را پریشان کرده باشد چه؟

و بارانی که باریده و نباریده تورا یادم می‌آورد،

روزی اگر دیگری را یادت بیاورد چه؟ -

 

حسودم

و هی می‌ترسم از تو

از خودم

از او

می‌ترسم و هی شماره‌ات را می‌گیرم

و صدای زنی ناشناس

که شاید عطر تو از گل‌های پیراهنش می‌چکد

که شاید بوی تو از انگشتانش می‌چکد

که شاید حروف نام تو از لبانش می‌چکد

هر لحظه از دسترسم دورترت می‌کند

 

تو دور می‌شوی

من

فرو

می‌روم در غار تنهایی‌ام

کنار وهمِ خفاشی که این روزها

دنیایم را وارونه کرده‌ست

 

 

   كُردبچه
ليــــــــــــــلا


 http://n-poems.blogsky.com/category/cat-10/

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 335

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

گاهی

**

کسی که از دور شبیه نقطه‌ای‌ست

خواب ایستگاه‌های متروک را برمی‌آشوبد

چشمان‌ات را می‌بندی و خیره می‌شوی

به وسعتی سیاه

که در چمدان کوچک مردی جا شده است

هیس!

صدایی که نمی‌شنوید

صدای پای کسی‌ست

که روزی تمام ایستگاه‌های جهان را

کنار همین شعر جاگذاشت

کنار زنی که هنوز کشیده‌ی انگشتان‌اش را

به دوردست‌ها نشان می‌دهد

به نقطه‌ای که گاهی از دور

شبیه کسی‌ست

 

 

     كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

http://sara39.persianblog.ir/tag/%D8%A7%

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 280

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رعد و برق

**
 

من از رعد و برق نمی ترسم

اما میان بازوان تو امنیتی هست

که ترس را زیبا می کند.

 

 

 كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

کلاغمرگی

http://shearkord.blogfa.com/1391/05

 

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 211

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

لالایی های تازه ام

 **

 

چه فرق می کند با کدام لهجه درد می کشم

هربار دوست داشتن

مرا یاد شکم های برآمده می اندازد

و فکر می کنم باید به جای عشق

برای دکمه هایم دلیل محکم تری می آوردم

  

زن

زاییده نمی شود

ساخته می شود

و دختری که صدای گریه های عروسک تازه اش

از تمام شریان هایش عبور می کند

چه دیر می فهمد اگر گل های چادر مادرش را

محکم تر بو می کرد

هیچ وقت گم نمی شد

و چه زود یاد می گیرد لالایی های تازه اش را

باید خرج آجرهای خانه اش کند

تا مدادهای رنگی دخترش

سقف ها را با درد کمتری روی دیوارها بکشند

  

می دانم

قرار بود هیچ وقت برای تو لالایی نگویم

تا صبح ها به خاطر پرهای خیس بالش من

به رنگ آسمان شک نکنی

و به آوازهای غمگین پرنده هایی

که هرشب تخم های شکسته می گذارند

 

 قرار بود هیچ وقت لالایی نگویم

چیزی نگویم

اما در گلویم آوازهای هزاران پرنده ی مرده گیر کرده است

و زندگی دست هایش را

هر شب دور گردنم قفل می کند و کلیدش را

خانه های کوچک نقاشی های تو قورت می دهند

 

 

كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

http://shearkord.blogfa.com/1391/03

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 167

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

خواب و بیدار

 

 **

 هر شب خواب مرده ها را می بینم

هر روز بیداری مرده ها را

و چشم هایم به گورهای دسته جمعی بدل شده اند

  

با مرده ها

حرف هایی درباره ی مرده ها می زنم

دهانم بوی کافور می دهد

دماغشان را می گیرند

و مرده های بی دماغ

دلی برای شنیدن حرف های بودار ندارند

  

چگونه به آنان بگویم

هر روز

در تمام صف های طولانی نانوایی کسی هست

که آخرین نان زندگی اش را می خرد ؟

چگونه بگویم ؟

وقتی صدایم از اینهمه کابوس درنمی آید

و با چشم هایی حرف می زنم

که هرشب

شناسنامه ی مردمان بسیاری

در سیاهی اش باطل می شود

  

چه بگویم ؟

چگونه بگویم ؟

وقتی کسی به نبش قبر این سیاهی انبوه نمی آید

و چشم هایم را که ببندم

بیداری مرده ها را

دیگر به خواب هم نمی بینم .

 

 

كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

حرفی بزرگتر از دهان پنجره

http://shearkord.blogfa.com/1391/03

 

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 177

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

جایی که اینجا نیست

 **


راه دوری برای رفتن ندارم

جای نزدیکی برای ماندن

و بلاتکلیفی پاهایم راه به هرجا می­برند،

تنهایی‌ام

چمدانم را برمی­دارد و دنبالم می­آید

 

همین است که کفش

کشفِ پیش پا افتاده­ای می­شود

چمدان

گوش سنگینی که ازاین حرف­ها پُر است

و قطاری که دور می شود

شاید

شاید به سرزمین دیگری برسد

 

همین است

که خیابان وطنم می­شود

و هرکه سراغم می­آید

- به من دست نزنید آقا!

آوارگی واگیر دارد

 

یکی بیاید

سیگاری میان لب­هایم روشن کند

از خانه که بیرون می­آ­مدم انگشتانم را جاگذاشتم

گذاشتم مشق­های دخترم را بنویسند

وقتی از مدرسه برمی­گردد

و سراغِ لانه­ی خالیِ پشت پنجره می­رود

 

یکی بیاید

پیش پایم را ببیند

از خانه که بیرون می­آمدم چشم­هایم را جاگذاشتم

گذاشتم در انتظار پرستوی کوچکی باشند

که امسال هم از کوچ جا خواهد ماند

 

یکی بیاید

بگوید اگر غیر از اینجا جای دیگری نیست،

قطاری که دور می­شود

چرا دور می­شود؟

 

 

    كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

    کلاغمرگی

http://shearkord.blogfa.com/1391/03

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 214

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

ای مرزپر گوهر

**

من پروینم ،

دختر ساسان

با نطفه ای دیرینه تر از « کَشَف رود » در زهدانم

و گیسوانی که بر شانه های بیگانه نخواهند ریخت

  

گاهی دامنم را

بر پله های تخت جمشید می کشانم و

آوازهای بومی سر می دهم

برای مردان سرزمینم که با تفنگ می خوابند

و پشت پلک هایشان آرامش زنانی است

با چین دامن هایی که به لهجه های محلی می رقصند

و دخترانی که رودخانه ها را

کوزه کوزه به خانه می برند

 

 

گاهی تنهایی ام را

با نقشینه ی غارهایت قسمت می کنم

بی آنکه ردم را در هیچ کتیبه ای بیابند

و سال های دور ببینی

دختری که دریاهایت را

در خالی صدف هایش ریختی

در انتظار خروس های لال نمی ماند ؛

صبح را از پشت دروازه های مشرق بیرون می کشد و

شبانه لالایی هایت را

از تمام سیم های خاردار جهان عبور می دهد

 

 

گاهی

یادش می افتد چقدر درد دارد

و چشم های بی گدارش به آب های آزاد می زنند

ننگ عهدنامه ها را

درست در لحظه ای که زنان حرمسرا

گیس های هم را می کشند

.

.

.

بخواب مادرم

شب از نیمه گذشته است

و پاسبان ها « مرزهای پرگهر » را

                                   سوت می زنند.

 

 

   كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر/ انتشارات دفتر شعر جوان

http://shearkord.blogfa.com/1391/02

 

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 228

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

لکنت

**

 

هربار به تو فکر می کنم

یکی از دکمه هایم شل می شود

انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می افتد

و چیزی به نبضم اضافه می شود

که در شعرهایم نمی گنجد

  

کافیست ترا به نام بخوانم

تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست

و چگونه لرزش لب های من

دنیا را به حاشیه می برد

 

 

دوستت دارم

با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند

و تمام هجاهای غمگینی

که به خاطر تو شعر می شود

 

دوستت دارم با صدای بلند

دوستت دارم با صدای آهسته

دوستت دارم

و خواستن تو جنینی است در من

که نه سقط می شود

نه به دنیا می آید.

 

 

كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر/ انتشارات دفتر شعر جوان

http://shearkord.blogfa.com/1391/02

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 158

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

سفر

**

مسافر کناری ام که پیاده شد

پنجره ای گیرم آمد

باقی مسیر را گریستم .

 

 

    كُردبچه
ليــــــــــــــلا
 

حرفی بزرگتر از دهان پنجره/ انتشارات فصل پنجم

http://shearkord.blogfa.com/1391/02

برچسب ها : ,

موضوع : لیلاکردبچه لیلی سوم, | بازديد : 924

صفحه قبل 1 صفحه بعد
Flag Counter